نقش فناوری اطلاعات و ارتباطات ICT
در تسریع فرآیند کشاورزی
دکتر محمد حسین عمادی
جهاد دانشگاهی،پاییز 1384،دوره 25، شماره 269
نقش فن آوري اطلاعات بر توسعه كشاورزي
پيچيدگي تحولات و متغيرهاي انساني و غيرمنتظره بودن عوامل محيطي واقتصاد جهاني تاثيرگذار بر فعاليتهاي كشاورزي از يكسو، و اهميت راهبردي امنيت غذايي و مقابله با فقر از سوي ديگر «توسعه كشاورزي» را با چالشهاي عميق و گستردهاي روبهروكرده است. روند فزاينده جهانيشدن تجارت محصولات كشاورزي و رقابت گسترده در اين زمينه كه چارچوب معادلات بازار را دگرگون ساخته است، تمامي اجزاي «صنعت كشاورزي» را دستخوش تحولات اساسي و ساختاري خواهد كرد. تاثير عوامل زيستمحيطي و تغييراتآب و هوايي نيز كه تحولات اساسي را در كشاورزي ايجاد كردهاند، در آينده نزديك به طورحتمي بيشترين تأثير مخرب خود را بر فعاليتهاي كشاورزي خواهد گذاشت. با عنايت بهدو مؤلفه فوقالذكر، در دهه آينده سياستگذاران و پژوهشگران عرصه كشاورزي، به رغمعدم آمادگي، با چالشهاي فزاينده و غيرقابل پيشبيني روبهرو خواهند بود. (عوامل زیست محیطی و تغییرات آب و هوایی دو چالش کشاورزی)
در دو دهه گذشته، اینترنت و سایر ابزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات کمک شایانی به پیادهسازی سیاستها و رویکردهای «رشد سبز» و «اقتصاد سبز» کردهاند. مطالعات انجامشده درخصوص توسعه پایدار جهانی و فناوری ارتباطات و اطلاعات برآورد کرده که استقرار سیستمهای هوشمند باعث افزایش کارایی تولید و مصرف انرژی شده و انتشار جهانی گازهای گلخانهای در بخش حملونقل، ساختمان و تولیدات کارخانهای را ١٥ درصد در سال ٢٠٢٠ نسبت به سال ٢٠٠٢ کاهش خواهد داد (The Climate Group، ٢٠٠٨). به عبارت دیگر توسعه فناوری اطلاعات در صورت کارآمدی آن میتواند کمک شایانی به کاهش انتشار گازهای گلخانهای داشته باشد. از سوی دیگر مؤسسات بینالمللی برای جلوگیری از تخریب محیط زیست که در نتیجه رشد اقتصادی سریع و توسعه مناطق شهری در کشورهای درحالتوسعه صورت میگیرد، از فناوری اطلاعات برای مدیریت آن استفاده میکنند.
بهعنوانمثال میتوان به موضوعات مرتبط با آن همانند جمعآوری و تحلیل و نظارت و سازماندهی درخصوص مدیریت کلانشهرها در راستای حفظ و صیانت از محیط زیست درخصوص ارتباط هدفمند و سازنده میان کارکنان، مشاوران، دانشمندان، برنامهریزان و متخصصان اشاره کرد که اینترنت نقش ارتباطی وسیعی را ایفا میکند و باعث تسریع امور و کاهش هزینهها و افزایش کارایی و بهرهوری میشود.
جهانيشدن در عرصه اطلاعات و اطلاعرساني نيز يك فرصت طلايي براي پژوهشگران وسياستگذاران بهمنظور كسب آمادگي وپاسخگويي به چالشهاي فوقالذكر فراهم نمودهاست. اطلاعات در عرصه كشاورزي و توسعه روستايي نه تنها به عنوان يكي از اصليترين نهادهها و سرمايهها تلقي ميگردد، بلكه كاراترين «عامل ارتقاي بازده» و اثربخشي ديگر منابعتوليد و توسعه به شمار ميآيد. فنآوري اطلاعات به عنوان بسترساز اطلاعرساني شايد بزرگترين فرصت براي پژوهشگران و سياستگذاران بخش كشاورزي محسوب شود. بهرهبرداري از اين «فرصت» كه نيازمند ابزار، دانش و مهارت است، در شرايط كنوني كشور ما يكي از اساسيترين ضرورتهاست.
چارچوب و فرايند اجرايي طرح استقرار شبكه نظام دانش و اطلاعات كشاورزي(نداك) بمنظور بهرهگيري از فنآوري اطلاعات. (فناوری اطلاعات و ارتباطات یا نظام دانش و اطلاعات کشاورزی، یک فرصت افزایش و ارتقای بهره وری در تولیدات کشاورزی محسوب میشود)
واژههاي كليدي: 1. فنآوري اطلاعات و ارتباطات 2. نظام دانش واطلاعات كشاورزي
مقدمه
فنآوريهاي ارتباطات و اطلاعات ((information communication technologies از جديدترين دستاوردهاي علمي بشرياند كه بهنظر ميرسد تواناييها و قابليتهاي بسياري را به جامعه انساني عرضه نمودهاند و انتظارميرود بتوانند در رفع مشكلات موجود جامعه بشري مفيد و موثر باشند. بسياري در سراسرجهان بر اين عقيدهاند كه تسريع و تعديل در فرآيند تبادل دانش و اطلاعات از طريقفنآوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي نقش بسيار كليدي در دستيابي به توسعه منابع انساني و توسعه پايدار ايفا خواهند نمود و جامعه مبتني بر دانش و اطلاعات، به عنوان الگوي توسعه پايدار شناخته ميشود.
کارآفرینی پایدار: دستیابی به توسعه ای پایدار از طریق کشف، ارزیابی و بهره برداری از فرصت ها و خلق ارزش های که دارایی های اقتصادی، انسجام و همبستگی اجتماعی و همچنین حفاظت زیست محیطی را به بار می آورد. این نوع کارآفرینی، موضوعات زیست محیطی و اقتصاد را با یکدیگر تلفیق می کند و چگونگی کشف و بهره برداری از فرصت ها در قالب محصولات و خدمات آتی را مورد برسی قرار می دهد؛ به گونه ای که پیامدهای اقتصادی، روانشناختی، اجتماعی و زیست محیطی به صورت توأمان لحاظ شده باشد. به عبارت دیگر، سه بعد فعالیت کارآفرینانه( ابعاد اجتماعی، اقتصادی و محیطی) به عنوان زیر مجموعه های مفهومی وسیع تر با عنوان کارآفرینی پایدار قرار می گیرند.( رودساز و همکاران،1391: 23)
قابليتهايي كه فنآوريهاي اطلاعاتي وارتباطي ميتوانند به برنامههاي توسعه كشاورزي و روستايي ببخشند و راهحلهاي موجود براي افزايش كارايي بخش كشاورزي و نحوه كاربرد اين فنآوريها نيز مورد بحث قرارگرفتهاند.
چالشهاي بخش كشاورزي در آستانه هزاره سوم
توسعه كشاورزي از مهمترين اولويتها در برنامههاي توسعه ملي كشورهاي در حال توسعه محسوب ميشود. علي رغم چندين دهه فعاليتهاي گوناگون در اين زمينه، اختلاف بينكشورهاي در حال توسعه و توسعهنيافته به جز موارد معدود، بيشتر شده است. از سوي ديگر،حتي در درون كشورهاي توسعهيافته نيز ناهمگني در زمينه رفاه و درآمد و ابعاد گوناگون پيشرفت وجود دارد و حاشيهنشيني يك معضل اساسي محسوب ميشود. اعمال سياستهاي مبتني بر رشد اقتصادي، نوسازي صنعتي، انتقال فنآوري، تاكيد بر افزايش توليد و صادرات منجر به پيامدهاي منفي اقتصادي، اجتماعي و زيست محيطي و بهطوركلي ناپايداري بخشكشاورزي در بسياري از كشورها گرديدهاند. رشد فزاينده واردات موادغذايي در اغلب كشورهاي جهان سوم ابعادي نگرانكننده پيدا كرده است. با مطالعه اين شرايط عمدهترين چالشهايي را مطرح ميسازيم كه بخش كشاورزي را در حال حاضر و در آينده تحت تاثير قرار ميدهند:
1-جهانيشدن اقتصاد و نظامهاي توليد
جهانيشدن و گستردگي وابستگيهاي اقتصادي در سراسر جهان باعث شده است كهتصميمگيري فعاليتهاي زراعي نه تنها در سطح ملي، بلكه حتي در سطح يك مزرعه نيز متاثر از تحولات و تغييرات اقتصاد جهاني و روندهاي آن باشد. اين مسئله فشار زيادي به مجموعه بخش كشاورزي (اعم از سياستگذاران، محققان، كاركنان ترويج و توسعه و بهرهبرداران ) وارد ميكند و حجم قابل توجهي از منابع موجود را به خود اختصاص ميدهد. علاوه براقتصاد، نظامهاي توليد نيز به مقدار زيادي متاثر از پديده جهانيشدن هستند. الگوها، روشها و استانداردهاي كيفي و كمي، همگي در معيار وسيعي مورد سنجش قرار ميگيرند و تقاضا و كشش بازار بر اساس آنها تعيين ميشود و توليدكنندگان نيز ميبايست به نحوي در اينچهارچوبهاي پويا فعاليت نمايند. با توجه به روند متغير اين الگوها، نظامهاي توليديكشاورزي لزوما ميبايست انعطافپذيري زيادي جهت تطبيق و پذيرش آنها داشته باشند. ازسوي ديگر، پديده جهانيشدن فرصتهايي را نيز در اختيار بخش كشاورزي قرار ميدهد كه دريافت و استفاده از آنها جهت پايداري در رقابتهاي حال و آينده ضرورياند.
نظام های تولیدی بایستی انعطاف پذیری جهت تطبیق و پذیرش متأثر از جهانی شدن را داشته باشند. و همچنین فرصت های به وجود آمده در جهت تولید بهتر بهره ببرند.
2-فرسايش منابع پايه و بحرانهاي زيست محيطي
گذشته از صدمههاي ناشي از تخريب محيط زيست بر حيات انساني، از ديگر پيامدهايناشي از تخريب منابع طبيعي در اثر بكارگيري الگوهاي نامناسب توليدي، ميتوان بهناپايداري نظامهاي توليد و بهرهبرداري كشاورزي و از بين رفتن منابع پايه و در نتيجه تحديد امكانات توليدي اشاره نمود.
در اين شرايط، از طرفي منابع اوليه و پايه تحت فشارند تا هدفحداكثر توليد محقق گردند و از طرفي، دولتها و دستگاههاي سياستگذار مصمم هستند تا نظام بهرهبرداري را به سمت توسعه پايدار و توليد بهينه سوق دهند و اين امر مستلزم پيامدهايي چون كمشدن مقطعي درآمد، استفاده از دانش و فنآوريهاي پيچيدهتر و پيشرفتهتر و افزايش سطح دانش توليدكنندگان است. همچنين، محصولات كشاورزي توليدشده در كشاورزي مدرن مبتني بر روشهاي انقلاب سبز، منشاء بسياري از مشكلات براي سلامتي انسان هستند كه تداوم توليد به اين شيوه را غيرممكن ساخته است. كاهش اين بحرانها و مشكلات مستلزم سرمايهگذاريهاي بيشتر و اتخاذ رهيافتهاي نويني از سويبخش كشاورزي است.
3-فقر و امنيت غذايي
در آستانه هزاره سوم كماكان فقر غذايي اصليترين چالش مرتبط با بخش كشاورزياست. جمعيت رو به رشد جهان نياز روزافزوني به غذا دارد. طبق برآوردها، جمعيت جهان درسال 2025 به حدود 8 ميليارد نفر ميرسد، و هماكنون نيز بيش از 800 ميليون نفر در سراسرجهان از گرسنگي مزمن، و حدود دو ميليارد نفر از سوءتغذيه رنج ميبرند. رفع نيازهايغذايي اين جمعيت منجر به فشار روزافزون به منابع طبيعي پايه و نيز به نظامهاي كشاورزي درجهت افزايش هرچه بيشتر توليد ميگردد. از طرفي نظامهاي توليدي فعلي نيز پايدار نيستند ولذا بحران امنيت غذايي از مهمترين چالشهاي بشري در آستانه هزاره جديد است.
4-فرصتهاي مقابله با بحرانها
اگرچه اين چالشها و بحرانها ، موانعي جدي در برابر توسعه محسوب ميشوند، اماتحولات همهجانبه جهاني، فرصتها و امكاناتي را نيز در اختيار قرار دادهاند. فرصتهاي بهوجود آمده در سايه تحولات علمي و فن شناختي در نيم قرن اخير را ميتوان به عنوانفنآوريهاي به وجود آمده در ابزار و مواد، به توان و قدرت دستكاري انسان در مواد; ژن; و اطلاعات خلاصه نمود. در بخش اول ميتوان به فنآوريهاي مكانيكي، شيميايي (شاملماشينآلات، سموم، آفت كشها و انواع مواد مغذي و كودها) اشاره كرد و در گروه دوم،فنآوري زيستي (بيوتكنولوژي) ميتواند منشأ تحولات جدي در بهرهوري توليد و بازده زيست شناسانه قرار گيرد. گروه سوم، شامل توانمندي انسان در مهندسي و مديريت اطلاعات است كه به فن آوري اطلاعات و ارتباطات مشهور است. بيشترين تأكيد اين مقاله در تشريح و توصيف نقش فنآوري ارتباطات به عنوان يك فرصت جهت مواجهه با چالشهاي نوين و مشكلات ديرينه بخش كشاورزي است. يكي از مهمترين ابزارها و فرصتهاي موجود،فنآوريهاي ارتباطي است كه ميتواند در پر كردن شكاف فزاينده اطلاعات، دانش و توسعه،نقشي اساسي ايفا نمايد. فنآوريهاي مزبور ظرفيتهاي فراواني براي كشورهاي در حالتوسعه جهت دستيابي به توسعه پايدار ايجاد نمودهاند.
اختلاف توسعهيافتگي پديدهاي است كه ابعاد گوناگوني دارد مانند اختلاف درآمدي، شكاف اطلاعاتي (موسوم به شكاف ديجيتال)، عدم دسترسي و محروميت نسبي، و به اينترتيب بين جوامع، مناطق و افراد، تمايز و شكاف ايجاد كرده است. فنآوري اطلاعات به علت نرخ بالاي سرعت گسترش، هزينه نسبي پايين، قابليت فراگير و قابليت ارتباطات دوسويه ميتواند در رفع مشكلات ناشي از دانش و اطلاعات و نيز عدم دسترسي تاثير قابل توجهيداشته باشد. گسترش روزافزون اينترنت و ارتباطات ماهوارهاي اين امكان را به وجود آوردهاست كه نواحي روستايي دورافتاده نيز بتوانند با هزينه مناسبي در دسترس قرار گيرند. به اين ترتيب، در جهت انجام فعاليتهاي توسعه كه رسانش دانش و اطلاعات اساس آنها را تشكيلميدهند، زمينه مناسبي فراهم آورده شده است.
( نقش فناوری اطلاعات در کارآفرینی، اطلاعات IT و ارتباطات ICT دو قدرت مهم هستند. هم ارش دارند و هم ارزش به وجود می آورند. فردی که از بازارهای مختلف و قیمت اجناس در آن بازار اطلاع دارد یا از گذشته و آینده بازار با خبر باشد. تصمیمات بهتری را برای رسیدن به سود بیشتری می تواند بگیرد.(رودساز و همکاران،1391: 29)
اطلاعات- تحلیل- دانش (Data- information – Knowledge)
چالشهاي مذكور و بسياري موانع ديگر لزوم اتخاذ راهكارهاي گزينهاي در جهت افزايشكارايي و بهرهوري و بهينهسازي فرآيندهاي توليد كشاورزي و در مقياس كلان، تحقق توسعهكشاورزي و روستايي را اجتنابناپذير كردهاند. امروز، با گذار از نگرش خطي و رفتارگرايانه نسبت به مقوله توسعه و ديدگاه سيستمي به نظام توليد كشاورزي بهعنوان يك كل نگريسته ميشود و با توجه به رشد نهادهها و امكانات مورد نياز و در راستاي تحولات جهاني مرتبط، رشد فنآوري مفهوم جامعتري را، در قالب توسعه كمي و كيفي دانش و اطلاعات به عنوان محور فعاليتهاي توسعه، شامل گرديده است. در واقع، ارزش يافتن اطلاعات در كليه فعاليتهاي اقتصادي، از جمله بخش كشاورزي به عنوان يك ابزار كارآمد به منظور تحقق اهداف تحقق نيافته عصر صنعتي تلقي ميشود. به اين لحاظ، در ديدگاههاي نوين، فرآيند توسعه كشاورزي در قالب سيستمي به نام نظام دانش و اطلاعات كشاورزي تعريف و شناسايي ميشود.
نظام دانش و اطلاعات كشاورزي، عامل توسعه كشاورزي
شبکه نظام دانش و اطلاعات کشاورزی مرسوم به (نداک) که به منظور بهره گیری از فن آوری اطلاعات(سخت افزاری و نرم افزاری) در فرآیند توسعه کشاورزی و روستایی است. نظام دانش و اطلاعات كشاورزي (نداك) نظامي است كه اجزاي آن شامل مراكز و مجموعههاي توليد، فرآيند (پردازش)، انتقال و كاربرد اطلاعات و دانش كشاورزي بوده واين اجزاء در جهت افزايش محتواي دانش بخش كشاورزي و در نهايت توسعه كشاورزي در تعامل و ارتباط هستند. عبارتند از:
1- توليدكنندگان اطلاعات(مانند مراكز پژوهشي، سياست گذاري)
2- پردازشگران و انتقالدهندگان اطلاعات(مانند نهادهاي ترويجي وسرويسهاي خدماتكشاورزي و روستايي)
3- كاربران اطلاعات(بهرهبرداران كشاورزي)
اجزا سهگانه مذكور در واقع عناصر اساسي هستند و به تناسب سطح پيشرفتگي بخش كشاورزي، خردهنظامها، ساز و كارها و عناصر فراوان ديگر، در اين نظام دخيلاند. با بررسيوضعيت نظام مذكور در كشورهاي مختلف ميتوان دريافت كه توسعه كشاورزي رابطهاي معنيدار و علت معلولي با توسعهيافتگي نظام مذكور دارد. از ديدگاه نظام دانش و اطلاعات، اين موارد مهمترين حوزههاي فعاليت و در عين حال مشكلات توسعه كشاورزي و روستاييمحسوب ميشوند:
1- كارايي در توليد دانش و اطلاعات
دانش، مجموعهاي از اطلاعاتي است كه به نحوي سازماندهي شدهاند تا يادگيري را تحقق بخشند و مشتمل بر اطلاعات، ارزشها، تجربهها و قواعد ذهني است. توليد دانش شامل تمام فعاليتهايي است كه طي آن دانش در اثر تعامل فعال بين فرد و محيط او انجام ميشود. در توليد دانش فعاليتها و فرآيندهايي چون اكتساب، ابداع، تجزيه، تركيب و غيره انجام ميگيرند. دانش و اطلاعات موردنياز بهرهبرداران در بخش كشاورزي را ميتوان به سه گروه طبقهبندي تقسیم كرد:
الف) اطلاعات و دانش فني كه شامل اخبار و اطلاعات و دانش بكارگيري روشها و ابزار در مراحل مختلف توليد است و عموما براي كاربران و بهرهبرداران زراعي كاربرد دارد.
ب) اطلاعات مديريتي، شامل اطلاعات مديريتي، تصميمسازي و سياستهاي بخش كه براي مديران، مراكز دست اندركار توسعه و برنامهريزي دولتي و خصوصي كاربرد دارد
پ) اطلاعات اقتصادي، كه مربوط به امور بازرگاني و تجاري چون قيمتها، نوسانها وروندهاي آنها و صادرات و واردات است كه براي كاربران زراعي، موسسههاي تجاري، واسطهها و مصرفكنندگان محصولات كشاورزي ارزشمند است.
كارآيي توليد دانش ناظر بر مواردي چون كيفيت دانش و اطلاعات توليدي، قابليت كاربرد و سازماندهي آنها براي كاربرد توسط مخاطبان مختلف (مخاطبمداري) است و دانش واطلاعات مطلوب در كشاورزي نوعا قالب و محتواي مسئله محور هستند كه به معني محوريت مسائل و مشكلات واحد توليدي و توليدكننده است. كليه موارد فوق ميبايست در فرآيند توليد و تبديل دانش مورد نظر قرار گيرند و سازوكارها و مجموعههاي متولي توليد و پردازش دانش، نگرشي تخصصي نسبت به مقولههاي مذكور داشته باشند.
نقش فناوری اطلاعات در کارآفرینی، فناوری اطلاعات در رأس آن اینترنت از بعد نرم افزاری شرایط تازه ای را پدید آورده است که در آن تولیدکنندگان، تأمین کنندگان، فروشندگان و مشتریان، در یک چرخه اقتصادی قادرند در یک فضای مجازی مشترک با یکدیکر ارتباط داشته و تبادل اطلاعت، خدمات، محصولات و پول بپردازند. و تجارت الکترونیک از طریق مجاری اعتباری نظیر حساب های اینترنتی و کارت های اعتباری صورت گیرد. دو دلیل عمده برای روی آوردن به اقتصاد دیجیتال؛ 1- اینترنت بازار جدید برای خرید و فروش شرکت ها بوجود آورده 2- با کاهش هزینه جستجوی کالاهای جایگزین، بازارهای الکترونیک از طریق کمک به یافتن بهترین کالا با پایین ترین قیمت به مشتریان کمک می کنند. (رود ساز و همکاران، 1391)
2- دسترسي به اطلاعات و دانش
نابرابري در دسترسي به دانش و اطلاعات موجود حاكي از عدم رسانش يكنواخت وعادلانه آنها به كليه صاحبان منافع است و در مواردي ميتوان از نوعي رانت اطلاعاتي سخن گفت كه به ناموزوني هرچه بيشتر توسعه كشاورزي در اقشار يا مناطق مختلف دامن ميزند.
3- زيرساختهاي ارتباطي
وجود زيرساختهاي مخابراتي، شبكهاي و پوششهاي رسانهاي و نيز هزينه كاربري آنها براي جوامع روستايي و كشاورزي يكي از مسائلي است كه در سياستگذاري براي ايجاد شبكههاي دانش و اطلاعات ميبايست مورد توجه قرار گيرد. به نظر ميرسد كه بسياري از زيرساختهاي موجود در جهت كاربرد بخشهاي صنعت و خدمات طراحي شدهاند ولذا ميبايست در سياستهاي كلان ملي براي زمينهسازي ارتباطات نواحي روستايي دورافتاده (مانند دسترسي به اينترنت) اقدامات اساسي صورت گيرد.
4- رسانهها، مجراها و روشهاي رسانشي
اين موارد ناظر بر وجود يك الگو و عزم همگاني از سوي متوليان رسانهاي كشور و طراحان محيط هاي مزبور در زمينه توسعه كشاورزي و روستايياند. جامعه روستايي وكشاورزي (همانند ساير جوامع بشري) داراي الگوها، مجراها و سلسله مراتب خاص دريافتاطلاعات است. بدون شك، كاركرد و اثربخشي رسانهها در جوامع مختلف متفاوت است و لذا در رسانش اطلاعات ميبايست اين تفاوتها در نظر گرفته شوند.
توسعه نظام دانش و اطلاعات كشاورزي
با توجه به موارد مطرحشده، نقش و جايگاه فنآوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي در توسعهنظام دانش از ديدگاههاي مختلف قابل بررسي است. از آنجا كه تبادل دانش مهمترين فرآيند دروني اين نظام محسوب ميشود، فنآوريهاي مذكور نيز جايگاه كليدي در توسعه آن دارند. مهمترين كاربردهاي فنآوريهاي ارتباطات و اطلاعات در توسعه كشاورزي و روستايي به اين قرارند:
1-فنآوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي بهعنوان ابزار ارتقاء بهرهوري كشاورزي
اين فنآوريها ميتوانند توانمندي مخاطبان برنامههاي توسعه را در چهار حيطه بهبود بخشند:
الف. دسترسي به خدمات پايه (مانند آموزش، بهداشت)
ب . بهبود مشاركت اجتماعي و سياسي (از طريق تماس و تعامل بين افراد و گروهها در مناطق مختلف
پ. پشتيباني از فعاليتهاي اقتصادي
ت. بهبود دسترسي به خدمات اعتباري
اين فنآوريها ميتوانند ابزاري مهم در توانمندسازي افراد و جوامع باشند و با افزايشتعامل بين افراد و جوامع موجب كسب اطلاعات ارزشمند توسط صاحبان منافع شوند و به اينترتيب كارايي فعاليت و بازدهي آنها افزايش يابد. هماكنون بهسبب همين تعاملها، نوعيحالت گذار از تمايل به داشتن حداكثر اطلاعات (نزد افراد و سازمانها) بهسوي كسب وكاربرد اطلاعات درست و به موقع مشاهده ميشود. فنآوريهاي اطلاعاتي ميتوانند افراد محروم و دور از دسترس (كشاورزان خردهپا، جوامع روستايي و حاشيهنشينهاي شهري) رادر تمام كشورها، اعم از پيشرفته و توسعهنيافته ، بهطور نسبتا يكساني تحت پوشش قرار دهند. بهطوركلي ميتوان گفت كه اين فنآوريها ميتوانند توانمندي مخاطبان برنامههاي توسعه را در چهار حيطه بهبود بخشند:
2-نقش فنآوريهاي ارتباطات و اطلاعات در افزايش بازده زيست شناسانه توليد
مهمترين محورهاي اطلاعاتي در اين زمينه عبارتاند از:
الف. اطلاعات فني و مهارتهاي توليدي بهتر و كارآمدتر براي انجام امور مزرعه واحدبهرهبرداري
ب. اطلاعات در زمينه عوامل خطرساز (ريسك)، كاهش مخاطره (ريسك) و ضايعاتتوليدي
پ. اطلاعات پيشبينيهاي اقليمي (آب و هوا) و تنشهاي محيطي.
عليرغم تلاشهاي زيادي كه در سالهاي گذشته در زمينه نشر و انتقال دانش كشاورزي به بهرهبرداران آن صورت گرفته است، حجم زيادي از دانش و اطلاعات هنوز دور از دسترس بسياري از افراد قرار دارد. علت اين است كه اطلاعات به تنهايي مفيد نيست، مگر اينكه بخشخاصي از آن سازمان يافته و از طريق رابطه بين توليدكنندگان و مصرفكنندگان آن و برايدستيابي به اهداف خاصي مورد تجزيه و تحليل و در نهايت كاربرد قرار گيرد. ناموزوني در ميزان عملكرد محصولات در بين كشاورزان نمونه بارزي از عدم توازن در رسانش اطلاعات مديريت مزرعه است. از طريق رساندن اطلاعات فني براي تمامي بهرهبرداران كشاورزي ميتوان امكان كاربرد توصيههاي فني و فنآوريهاي زراعي را در بين تعداد بيشتري ازآنها ايجاد نمود. مهمترين محورهاي اطلاعاتي در اين زمينه عبارتاند از:
3-نقش فنآوريهاي ارتباطي و اطلاعاتي در افزايش بازده اقتصادي توليد
قيمت نهادههاي مصرفي مزرعه (مانند كود، سم و بذر) و نيز قيمتهاي ماشينآلات و ادوات و همچنين استانداردهاي كمي و كيفي محصولات، قوانين صادرات و واردات و نظيرآنها نيز اطلاعات مهمي هستند كه ميبايست به روز در اختيار بهرهبرداران كشاورزي قرارگيرند.
يكي از بارزترين نوع اطلاعات مفيد در توسعه كشاورزي اطلاعات بازار و قيمتهاست. قيمتها از مهمترين عوامل محرك توليد كشاورزي است و تفاوت قابل توجه بين قيمت محصول در مزرعه و در بازار مصرف ميتواند از طريق اطلاعرساني به موقع در زمينه قيمتها و عرضه و تقاضا و كشش بازار به نحو مطلوبي كاهش يابد. براساس برخي مطالعات، تجارت الكتروني (e-commerce) ميتواند با كنارگذاشتن برخي واسطهها، درآمد توليدكنندگان فقير را ازطريق ارائه قيمت هاي نهايي گاه تا 10 برابر درآمد معمول آنها افزايش دهد فنآوريهاي ارتباطات و اطلاعات ميتوانند، از طريق مرتبط ساختن كشاورزان با بازارها، فعاليتهاي اقتصادي افراد دور از دسترس را بهبود بخشند و كسب و كار در نواحي روستايي توسعه نيافته را رونق بيشتري بدهند.
شاخص هایی که یک کشاورزی مدرن و علمی می تواند بر تکیه بر فناوری ارتباطات و اطلاعات از آنها متاثر شود و نهایتاٌ به هدف اصلی که همان افزایش کمی و کیفی تولید است شامل شود شامل:
۱) هواشناسی علمی و پیشرفته
۲) اطلاعات دقیق از نوسانات قیمت نهاده ها
۳) امکان سنجی و نیاز سنجی بازارهای مصرف ملی و بین المللی
۴) ترکیب روش های علمی و عملی
۵) اطلاعات صادرات و واردات از طریق بخش خصوصی و دولتی
۶) آموزش و ترویج مناسب و پیشرفته
۷) اهداف و سیاستهای کلی کشور می باشد.
امروزه هواشناسی کشاورزی یکی از مهمترین پایه های انتخاب نوع زراعت و اعمال روش های کاشت می باشد بارها شنیده ایم که زراعت های ما در اثر خشکسالی و یا سیل از بین رفته اند و یا بذر های تازه کاشته شده و محصولات برداشت نشده در اثر سرمازدگی نابود شده اند.
تلفیق هواشناسی کشاورزی مبتی بر تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات این امکان را می دهد که مجامع و سازمان های ذیصلاح با کسب دقیق ترین اطلاعات هواشناسی از دقیق ترین دستگاه های اندازه گیری، ماهواره های هواشناسی- تحقیقاتی و ارتباطات مخابراتی در کوتا ه ترین زمان ممکن قوی ترین پیش بینی ها را در مورد اوضاع جوی و میزان بارندگی ها و تاثیر آن در زراعت ها و پیشنهادات تخصصی در مورد کاشت، داشت و برداشت هر یک از محصولات فصل داشته باشند.پردازش این اطلاعات جامع و انتقال آن به وسیله دستگاه ها ی مخابراتی و الکترونیکی که در ICT پیش بینی شده است، می تواند بخش اعظمی از شرایط را تحت کنترل و اختیار کشاورز قرار دهد.
محصولات کشاورزی در اقتصاد رو به جهانی شدن به مانند نفت تابع شرایط مختلف اقتصادی و حتی سیاسی دستخوش نوسانات قیمت می شوند. بورس های عمده کشاورزی دنیا در تغییرات قیمت محصولات نقش موثری دارند.
مسائلی چون تغییرات دفعی آب و هوا ، تحریم های اقتصادی، تغییرات در تعرفه های گمرکی و ... از جمله عوامل موثر در نوسانات بازار هستند از سوی دیگر نهاده های کشاورزی خود دارای نوسانات و تغییرات قیمت هستند و این موجب پیچیده تر شدن مسئله قیمت گذاری محصول خروجی می شود در این جا تلفیق ICT و نظام جامع اقتصاد کشاورزی می تواند موثر ترین کمک در راه رسیدن به یک کشاورزی شفاف و دور از تنش های بازار باشد اگر اطلاعات جامع و به روزی از قیمت نهاده ها در اختیار کشاورزان قرار گیرد و آنها بدانند که کشور در یک سال چه میزان واردات و از چه نوع محصولی خواهد داشت و از میزان نیاز داخل به هر محصولی آگاه باشند بدون شک خواهیم توانست استراتژی هدایت تولید ملی را از سطح کوچک ترین مزارع پیش ببریم و این هدف فقط با هدایت جامع تولیدکنندگان و تلفیق کلیه عوامل موثر در کشاورزی امکان پذیر است .
در اینجا از مسئله ای که در سالهای اخیر با صورت بغرنج و لاینحل درآمده به عنوان مثالی یاد می شود؛ نوسان متقابل ما بین میزان تولید پیاز و قیمت آن با میزان تولید سیب زمینی و قیمت آن امری است که حتی سیاستگذاران کشاورزی هم دیگر به آن عادت کرده اند، در یک سال آنقدر پیاز تولید می شود که باعث افت شدید قیمت آن می شود و در مقابل چون تولید سیب زمینی کاهش یافته قیمت آن بالا می رود و در سال دیگر دقیقاٌ بر عکس همین قضیه پیش می آید.
اما شاید خیلی دور از ذهن نباشد که همه این موارد با یک نظام هماهنگ و یکپارچه برنامه ریزی شده بر اصول ICT قابل رفع و هدایت است شناخت و تعیین ظرفیت های زراعی و کشاورزی هر منطقه از کشور و تلفیق دقیق این ظرفیتها با سایر شرایط حاکم برآن منطقه از قبیل آب و هوا ، مکانیزاسیون و ... می تواند هر ساله در ابتدای فصل زراعی کشاورز را برای انتخاب نوع محصولی که بالاترین بازده اقتصادی را برای کشور دارد یاری کند ضمن اینکه اکثر شرایط را تحت کنترل و اختیار کشاورز قرار می دهد مهمترین چالش در کشاورزی نقش صادرات و واردات و عوامل موثر بر آن و همچنین سیاست های کلی کشور در امر کشاورزی است سالهاست که اکثر کارشناسان مسائل اقتصاد کشاورزی داد سخن برآورده اند که ایران با تکیه بر توانایی ها و قابلیت های خود می تواند در اکثر موارد تولید کشاورزی به خود کفایی برسد به گونه ای که کشور را از واردات محصولات مهمی چون گندم، ذرت یا مرغ بی نیاز کند و از فشار های اقتصادی و سیاسی وارد شده از حانب کشورهای صادر کننده آن بکاهد.
اخیراٌ با توجه دولت به پدیده ICT و به جریان افتادن طرح دولت الکترونیکی جای امیدواری بسیاری پیش آمده تا هر یک از وزارتخانه ها و سیاستگذاران با توجه به کارکرد خود فناوری ارتباطات و اطلاعات را در ساختار برنامه ریزی های خود تزریق کنند و از نتایج آن بهره ببرند وزارت جهاد کشاورزی به عنوان سیا ستگذاری و راهبری بخش کشاورزی می تواند با برنامه ریزی اصولی به جمع آوری، پردازش و رسانش اطلاعات نقش مهمی را باز می کند ضمن اینکه با اتصال به سایر سازمان ها و ارگان های تاثیر گذار در این بخش از جمله وزارت بازرگانی و وزارت ارتباطات و فناوری کلیه زیر ساختهای شکل گیری ICT را در ساختار کشاورزی ایران فراهم کند .توجه به آموزش و ترویج با تکیه بر قابلیتهای ICT از دیگر راهکارهای رسیدن به توسعه همه جانبه در کشاورزی می باشد راهبری کردن تحقیقات دانشگاهی و توجه به نوآوری های علمی از یک سو و انتقال به هنگام تکنیکهای جدید تولیدی با تکیه بر پایه های فناوری ارتباطات و اطلاعات می تواند کشاورزی ایران را ظرف چند سال آینده متحول کند و زمینه های عملی شعار «کشاورزی محور توسعه» را فراهم نماید.
نگاهي به چند تجربه
مروري بر تجربههاي برخي كشورهاي در حال توسعه در بهكارگيري فنآوري ارتباطات درتوسعه روستايي و كشاورزي نشان ميدهد كه استفاده از فنآوريهاي اطلاعاتي تقريبا در تمامي اين كشورها، به تناسب تواناييهاي آنها، مور توجه است. در اين زمينه نمونههاي بسياري از اقدامها و سياستهاي كلان، مانند راهبردهاي ملي توسعه اين فنآوريها وجود دارند و در عين حال ابداعات و ابتكارها و برنامههاي خاصي نيز به صورت زيرمجموعه سياستگذاريهاي كلان انجام گرفتهاند كه در ادامه به برخي از آنها اشاره ميشود.
در كشور هند، در جهت همگانيسازي دسترسي به اطلاعات شبكهاي، رايانههاي كوچكي تحت عنوان سيمپوتر (Computer – Simpoter) ساخته شدهاند. اين رايانهها جهت استفاده افراد بيسواد و كمسواد واستفاده اشتراكي در محيط هاي روستايي طراحي شدهاند. نرمافزارهاي آنها به زبان محلياست و كاربرد خوبي در جهت رسانش اطلاعات و كاربري توسط افراد از خود نشان داده اند. در سريلانكا، تحت يك برنامه مشترك يونسكو و دولت، از راديو به عنوان رابط بين مردم و اينترنت استفاده ميشود. در اين فعاليت، علاوه بر كسب اطلاعات از شبكههاي مختلف و پخش آنها براي افرادي كه زبان انگليسي نميدانند، اطلاعات درخواستي افراد نيز تهيه وارائه ميشوند. همچنين، يك بانك اطلاعات روستايي نيز از كليه اطلاعات درخواستي تهيه ميشود و به طرق مختلف در اختيار افراد قرار ميگيرد. در برزيل، كميته دموكراسي در فنآوري اطلاعات (Committee for Democracy in Information Technology ) دورههاي آموزش رايانه براي حاشيهنشينها (به ويژه در شهرها) برگزار مينمايد و هدف از اينكار توانمندسازي افراد و جوامع دورافتاده اطلاعاتي است. انديشه اصلي آن اين است كه آموزش رايانه ميتواند فرصتهاي حضور در بازار كار را براي افراد بيشتر نمايد و به پيشبرد برابري اجتماعي و دموكراسي كمك كند.
در هند، تحت برنامه «گيان دوت» (Gyndoot) شبكهاي رايانهاي به وسيله دولت ايجاد شده است كه ازطريق آن روستائيان ميتوانند با صرف هزينه و وقت اندك به مدارك، اطلاعات، اسناد و قوانين دولتي دسترسي پيدا كنند. هزينه كاربري (استفاده) توسط روستائيان و از طريق واسطههايي پرداخت ميشود كه كيوسكهاي دريافت اطلاعات را اداره ميكنند.
در بنگلادش، پروژه گرامين فون (Grameen Phone) خدمات استفاده تجاري از تلفن همراه در نواحي روستايي است كه عمدتا بوسيله زنان روستايي براي دريافت كمكها و توصيههاي پزشكي، و اطلاع از قيمتهاي محصولات در نواحي شهري بهكار ميرود. نتايج اين پروژه بسيارموفقيتآميز بوده است و بعنوان نمونه پس از اجراي آن، قيمت فروش محصولات توسط روستاييان در روستاهاي تحت پوشش بيش از گذشته بوده است، چرا كه روستائيان اطلاعات بيشتري از بازار و قيمتها داشتهاند. تعاوني ملي توسعه لبنيات در هند كه يكي از بزرگترين تعاونيها در جهان است، روزانه به حدود 600 هزار خانوار خدمت ميدهد. اين محصولات(شير) از 96000 روستا در 285 ناحيه جمعآوري ميشوند. نظام رايانهاي مورد كاربرد در اين تعاوني ميتواند به سرعت و در محل، امور خريد، آزمون محتواي چربي شير، صدور صورت حساب و به طور كلي مديريت امر خريد، جمعآوري، حسابداري و توزيع را انجامدهد.
سياست ملي كشاورزي در كشور مالزي (برنامه 2010ـ1998) در جهت مواجهه مطلوب با چالشهاي توسعه كشاورزي و روستايي، براساس رهيافت مديريت دانش پايهريزي شده است. اين سياست به منظور بهبود مديريت كارشناسانه امور كشاورزي، به بهرهوري بيشتر، جلوگيري از دوبارهكاريها، كاربرد بهتر منابع موجود، تشويق به استفاده از بهترين روشهاي موجود در توليد، بهبود سرويسدهي به جوامع كشاورزي و در عين حال درك و كسب بهتر نيازهاي محيط هاي كشاورزي و روستايي اتخاذ شده است. در مصر، استفاده از نظامهاي خبره Expert (Systems) رايانهاي به منظور گسترش دانش و اطلاعات مديريتي (فني و اقتصادي) مزرعه، توسط بهرهبرداران به ميزان زيادي گسترش يافته است. دراين نظام كليه اطلاعات لازم براي مديريت مزرعه درباره محصولات و شرايط مختلف جمعآوري ميشوند و در نرمافزارهايي كه براساس نظامهاي هوشمند طراحي شدهاند، دراختيار مصرفكنندگان آنها قرار ميگيرند.
در ايران نيز تجربههايي در زمينه نظامهاي تلفني پاسخگو (در استان اصفهان و نيز موسسهتحقيقات خاك وآب) و نيز نظامهاي شبكهاي مبادله اطلاعات براساس پايگاههاي اينترنتيدر برخي استانها وجود دارد كه تلفيق آنها نيز در قالب طرح نداك، مورد نظر است.
فعالیت ها و جریان اطلاعات و ارتباطات
1- طبقه بندی و تعیین ذی نفعان شبکه شامل:
- کشاورزان تجاری
- کارکنان میدان ترویج ( بخش آموزش کشاورزی)
- بهره برداران کوچک مقیاس
- مدیران وسیاست گذاران
- مراکز پژوهش ملی و منطقه ای
- تشکل های کشاورزان
2- جمع بندی و سازماندهی اطلاعات موجود، طبقه بندی به تکفیک موضوع، مخاطب و اولویت ها
3- شناسایی و ایجاد ارتباط سیستماتیک با مراکز تولید دانش و اطلاعات
4- برسی نظام های تولید و بهره برداری، مسائل و مشکلات و محدودیت های تولید و تهیه دستورالعمل فعالیت های پژوهشی
5- ایجاد پوشش ارتباطی برای مراکز ترویجی در سطح کشور
6- ارتباط با ایستگاه ها و مراکز تحقیقات استانی
7- ارتباط با شبکه ها و منابع اطلاعات جهانی
فناوری های ارتباطات و اطلاعات بیم ها و امیدها:
ورود به عصر اطلاعات به معنی تکامل ابزاری و نگرشی انسان نسبت به محیط بوده و لزوماً به معنی رفع مشکلات اساسی و چالش ها نمی باشد. اگرچه با فن آوری های اطلاعات و ارتباطی و دانش توانمندی بیشتری به جوامع ارائه می نمایید. اما همانگونه که در گزارش توسعه انسانی 1999 آمده است. اطلاعات تنها یکی از نیازهای جوامع می باشد. پست الکترونیکی نمی تواند جایگزین واکسن شده و آنتن ماهواره ای آب آشامیدنی سالم تهیه نمی کند. از سوی دیگر مزیت های عصر صنعتی عمدتاض متوجه بخش های صنعت و خدمات بوده و حتی طراحی و تکوین تکنولوزی ها نیز در نهایت به نفع این بخش ها صورت گرفته است. در عصر اطلاعات و در جهت مواجه با بسیاری از چالش های جهانی، می بایست حساسیت بیشتری در نحوه طراحی و اولویت بخشی در کاربرد تکنولوزی های نوین صورت پذیرد.